چه سنگین گذشت عصر بارانی ام

چه سنگین گذشت عصر بارانی ام
گویی نوازش نمی کرد، باران صورتم را
گریه ام، فریادم، تنها سکوتی بود
تا حرفهایم
در بستری از بغض بخوابند
دیدگاه ها (۱۶)

شب ما سوته دلان را سحری نیست چرا

یک نخ آرامش دود میکنم به یاد ناآرامی هایی که از سر و کول دیر...

استیکر رایگان گوسفند ناقلا ....line://nv/profile/stickersous...

از روزگار دلم گرفته ازاین تکرار دلم گرفته

پارت اخر

" تو سرنوشت منی "پارت ۱۰ویو راوی النا ، هلن رو رسوند بیمارس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط