رازی دارم

رازی دارم

که حجمش بزرگتر از سینه ام است

حتی بزرگتر از تن!

سعی می کنم مخفی اش کنم

سعی می کنم "تو" را پنهان کنم از این و آن

مثل امروز

که صدایت از گوش هایم بیرون می ریخت...و نشد

دیروز

که دست هایت از زیر آستینم...

و روز قبل

موهایت را پشت یقه، زیر کلاه بارانی ام...

رازی دارم

و بیش از تو 

منم که دارم برملایت می شوم
دیدگاه ها (۰)

یکبار هم به من گفت: "عزیزترینم"تا آن زمان هیچ واژه ای، نتوان...

زمستان سختی پیش روست...خوب میدانم؛  و این بوسه های گرم"مبادا...

تو کل زندگیت شاعر نبودیولی شعر و حسابی دوست داریدلت دریا خود...

شبی دوباره و ای کاش های تکراریفدای چشم قشنگت هنوز بیداری؟

غزل شماره ۲✿ سعی کردم که شود یار ز اغیار جدا آن نشد عاقبت و...

استاد بسکتبال جذاب من پارت ۱۲ویو ته: عصبانی شدم که...... رفت...

عشق آغشته به خون🔪🩸پارت2ویو هامیا:هامیا با خودش میگه : چرا مث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط