دلم تنگ است و میدانم تو دیگر برنمیگردی

دلم تنگ است و میدانم تو دیگر برنمیگردی
بمانم هرچه خیره پشتِ این در، برنمیگردی

به یادت هرچه بی تابانه بنشینم به رویِ تاب
به زیرِ این درختِ سایه گستر برنمیگردی

دوباره دانه می پاشم حیاطِ خیسِ باران را
اگرچه خوب میدانم کبوتر برنمیگردی

تُهی از نوبهارت مانده تقویمِ خزانِ من
به این مهر و به این آبان و آذر برنمیگردی

غریبی میکنم با قابِ عکست نا اُمیدانه
خودم هم کرده ام انگار باور برنمیگردی

هزاران سالِ دیگر کااااااااش با بویِ تو برخیزم
به دیدارم نگو که صبحِ محشر برنمیگردی
دیدگاه ها (۲)

پاییز رسید و خبر از مهر لبت نیستدر کوچه ی بن بست، صدای قدمت ...

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم روبروی چشم خود چشمی غز...

ترانه گفت : برقصم به روی لبهایت؟ستاره گفت: بتابم بر اوج شبها...

نیستی دلگیرم از تکرار این تکرارهادردها یکریز می ریزند از این...

دلم تنگ است و میدانم تو دیگر برنمیگردی بمانم هرچه خیره پشتِ ...

دلم تنگ است و میدانم تو دیگر برنمیگردی بمانم هرچه خیره پشتِ ...

دلم تنگ است و میدانم تو دیگر برنمیگردی بمانم هرچه خیره پشتِ ...

دلم تنگ است و میدانم تو دیگر برنمیگردی بمانم هرچه خیره پشتِ ...

دلم تنگ است و میدانم تو دیگر برنمیگردیبمانم هرچه خیره پشتِ ا...

#کاش_میشد_که_با_معجزه‌ای_برگردی_آزاده😢 ...دلم تنگ است و مید...

#۲۸تلخِ_اُردیبهشت... #کاش_میشد_که_با_معجزه‌ای_برگردی_ککالی😢 ...

دلم تنگ است و میدانم تو دیگر برنمیگردیبمانم هرچه خیره پشتِ ا...

😔💔💔💔🖤🖤🖤💔💔💔💔🖤🖤🖤🖤💔💔💔💔💔💔🖤🖤🖤💔💔دلم تنگ است و میدانم تو دیگر برنمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط