هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد

هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد
نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد

خوشا به حال نسیمی که با تمام وجود
دخیل بر علم و پرچم و کتل دارد

خوشا به حال خیالی که در حرم مانده
و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد

به یاد چایی شیرین کربلایی ها
لبم حلاوت "احلی من العسل" دارد

چه ساختار قشنگی شکسته است خدا
درون قالب شش گوشه یک غزل دارد
 
بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟
بگو محبت ما ریشه در ازل دارد

غلامتان به من آموخت در میانه ی خون
که روسیاهی ما نیز راه حل دارد
دیدگاه ها (۳)

💕 بین این همه شلوغی زندگی بین این همه دلواپسیبین این همه نگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط