برده طاقت از دلم روی مَهَت زیبای من

برده طاقت از دلم روی مَهَت زیبای من
از شقایق ها سَری ای تک گُلِ مینای من

من ز داغِ عشقِ تو شبها نخوابم تا سحر
خستگیم را ببین در چهره و سیمای من

زُلفِ تو مثلِ غزل لعلِ لبانت چون عسل
می سرایم شعرِ چشمانِ ترا رعنای من

با تو قلبم پر ز مهر و مهربانی می شود
بی تو میمیرم دگر ای یارِ بی همتای من

در فراقِ روی ماهت ناله ها سر داده ام
گر نیایی وای من، ای وای من، ای وای من

ای طبیبِ من بیا دردِ مرا درمان نما
من مریضِ عشقم و تو بوعلی سینای من

می کنم فرشِ دلم گسترده زیرِ پای تو
عاشقم بر خنده ات ای دلبرِ شیدای من


با عاشفانه هایت..آتشم میزنی..با حرف هایت دیوانه ام میکتی..شور میشوم..شوق میشوم نفسی،،اشک میشوم برای تو..برای تمام دلدادگی هایت..شوق نفس کشیدنت را جشن میگیرم در لابلای تمام نفس هایم..سینه ام را استوار تر میکنم به وسعت تمام تو...تمام هستی من..فدای تمام خوبی هات..تو قلب منی..عزیز دلم خیلی..خیلییییییی دوستت دارم..
دیدگاه ها (۱)

100%هیچ شکی نیست..تو تکه ای از خدایی دنیام..

دلم بد برات تنگهخیلی بد...درست مثل خودتدورت بگردم..نفسم..

می آیی و از پشت روزنه ها نگاهم که میکنی،تمام حجم اندوه ات را...

من امشب تا سـحر خوابم نخواهد بردهمه اندیشه ام اندیشه ی فرداس...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟴𝟮 یهو صدای بلند و رسا از چن...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁷⁸..این چند وقت خیلی اتفاق پشت ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط