نه از آشنایان وفا دیده ام
نه از آشنایان وفا دیده ام
نه در باده نوشان صفا دیده ام
زنامردمی ها نَرنجد دلم
که از چشمِ خود هم خطا دیده ام
به خاکستر دل نگیرد شرار
من از برق چشمی بلا دیده ام
وفای تو را نازم ای اشکِ غم
که در دیده عُمری تورا دیده ام
دگر مسجدم خانه ی توبه نیست
که در اشکِ زاهد ریا دیده ام
طبیبا مکن منعم از جامِ مِی ،
که دردِ درون را دوا دیده ام
از آن رو نریزد سرشکم ز چشم
که در قطره هایش خدا دیده ام
برو صاف شو تا خدا بین شوی
ببین من خدا را کجا دیده ام ...
نه در باده نوشان صفا دیده ام
زنامردمی ها نَرنجد دلم
که از چشمِ خود هم خطا دیده ام
به خاکستر دل نگیرد شرار
من از برق چشمی بلا دیده ام
وفای تو را نازم ای اشکِ غم
که در دیده عُمری تورا دیده ام
دگر مسجدم خانه ی توبه نیست
که در اشکِ زاهد ریا دیده ام
طبیبا مکن منعم از جامِ مِی ،
که دردِ درون را دوا دیده ام
از آن رو نریزد سرشکم ز چشم
که در قطره هایش خدا دیده ام
برو صاف شو تا خدا بین شوی
ببین من خدا را کجا دیده ام ...
- ۴.۷k
- ۱۸ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط