من دلم می‌خواهد خانه‌ای داشته باشم پر دوست

من دلم می‌خواهد خانه‌ای داشته باشم پر دوست


کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو


هرکسی می‌خواهد وارد خانه پر عشق و صفایم گردد


یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند


شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست


شرط آن داشتن یک دل بی‌رنگ و ریاست


بر درش برگ گلی می‌کوبم روی آن با قلم سبز بهارمی‌نویسم ای یار


خانه‌ی ما اینجاست


تا که سهراب نپرسد دگرخانه دوست کجاست؟
دیدگاه ها (۱)

ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺗﻨﮓ ﺑﻠﻮﺭﻡﺑﺎ ﮐﻮﻩ ﻏﻤﺖ ﺳﻨﮓ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺳﻨﮓ ﺻﺒﻮﺭ...

كلامى زيبا از احمد شاملو :معلّم تساوی را چنین بنوشت : ...

دو چشم مست تو كز خواب صبح برخيزندهـزار فـتـنـه بـه هر گـوشه ...

در وطـن مـثـل غـريــبـانـم نـمي دانـم چراروز و شب سر در گر...

🦢 پارت سوم | ساقدوش‌هاسه روز تا عروسی مانده بود.خانه پر از ر...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

پارت ۲۸آماده‌سازی — آخرین تلاش برای نجاتهفته تمام، رزا با یک...

🧁 پارت نوزدهم | اولین قرار عاشقانهصبح روز بعد...لیانا با لبخ...

فیک : بین راندها

《검은 마음》پارت هشتم | عمارتی که سکوت را دوست ۱داشتسه روز بعد......

فیک : بین راندها

🧁 پارت سوم | اولین قدم برای یک همکاریصبح آن روز، عطر نان تاز...

🦢 پارت چهارم | عروسیبالاخره روز عروسی رسید.خانه پر از گل و م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط