#p22:
#p22:
اسم فیک بوسه ای برای شروع دوباره
کوک کارهای ترخیص ا/ت رو انجام داد و رفت تا ا/ت رو اماده کنه ببره به عمارتش
(ویو کوک)
خب الان بهش چی بگم، بگم عقشم دیگه میتونیم بریم، نه نه نه، نفسم کارهای ترخیصت رو انجام دادم بیا بریم، اره این خوبه
_: اهم، ن نفسم کارهای ترخیصت رو انجام دادم میتونیم بریم
♡: مرسییی عشقم، برو بیرون تا کارامودانجام بدم بیام
_: اوکی
(ویو کوک):
خب عملیات با موفقیت انجام شد😂
بعد پنج دقیقه ا/ت کارهای ترخیصش رو انجام داد و به بیرون اومد
♡: بریم عشقم
و دستش رو دور بازوی کوک پیچید
_: ام اره بریم عزیزم
تهیونگ: اووو چه عاشقایییی
_:(زیر لب) میکشمت، آ اره
♡: این دیگه کیه
تیهونگ: عه یادم رفت بگم، من داداشتم
♡: عه تو داداشمی، چقدر خوشتیپی
_: کی خوشتیپه(حرصی)؟
♡: داداشم
:_: اها(حرص)!
: دخترم خیلی خوشحالم حالت خوبه
♡: شما مامانمی؟
م. ا/ت: اره عزیزم
♡: وووو چه مامان خوشگلی دارم، بزار بغلت کنم
م. ا/ت: عزیز دلم بیا بغلم، اها راستی پدرت و خواهرت رفتن عمارت حتما بیا عمارت اون هارو هم ببیتن قطعا الان اونارو هم نمیشناسی
♡: باشه مامی جونم بای، داداش خوشتیپم بای
تهیونگ: بای بای
(ویو کوک)
دیگه واقعا دارم کفری میشم، اصلا براچی دارم کفری میشم چون گفت داداش خوشتیپم، خب بگه به من چه، اَهه این چه وضعشه چرا من دارم حرص میخورم، ولی یه خوشتیپی به ا/ت نشون بدم که خوشتیب اسمش بیاد من یادش بیام، ها چی دارم میگم خاک تو سرم، خیر سرم مافیام دارم به یه بزغاله حسودی میکنم
_: ماشین اونجاست وسایلتو بده من برو سوار شو تا بیام(سرد)
♡: باشه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرطا برای سه پارت بعدی: ۱۵لایک، ۱٠بازنشر
اسم فیک بوسه ای برای شروع دوباره
کوک کارهای ترخیص ا/ت رو انجام داد و رفت تا ا/ت رو اماده کنه ببره به عمارتش
(ویو کوک)
خب الان بهش چی بگم، بگم عقشم دیگه میتونیم بریم، نه نه نه، نفسم کارهای ترخیصت رو انجام دادم بیا بریم، اره این خوبه
_: اهم، ن نفسم کارهای ترخیصت رو انجام دادم میتونیم بریم
♡: مرسییی عشقم، برو بیرون تا کارامودانجام بدم بیام
_: اوکی
(ویو کوک):
خب عملیات با موفقیت انجام شد😂
بعد پنج دقیقه ا/ت کارهای ترخیصش رو انجام داد و به بیرون اومد
♡: بریم عشقم
و دستش رو دور بازوی کوک پیچید
_: ام اره بریم عزیزم
تهیونگ: اووو چه عاشقایییی
_:(زیر لب) میکشمت، آ اره
♡: این دیگه کیه
تیهونگ: عه یادم رفت بگم، من داداشتم
♡: عه تو داداشمی، چقدر خوشتیپی
_: کی خوشتیپه(حرصی)؟
♡: داداشم
:_: اها(حرص)!
: دخترم خیلی خوشحالم حالت خوبه
♡: شما مامانمی؟
م. ا/ت: اره عزیزم
♡: وووو چه مامان خوشگلی دارم، بزار بغلت کنم
م. ا/ت: عزیز دلم بیا بغلم، اها راستی پدرت و خواهرت رفتن عمارت حتما بیا عمارت اون هارو هم ببیتن قطعا الان اونارو هم نمیشناسی
♡: باشه مامی جونم بای، داداش خوشتیپم بای
تهیونگ: بای بای
(ویو کوک)
دیگه واقعا دارم کفری میشم، اصلا براچی دارم کفری میشم چون گفت داداش خوشتیپم، خب بگه به من چه، اَهه این چه وضعشه چرا من دارم حرص میخورم، ولی یه خوشتیپی به ا/ت نشون بدم که خوشتیب اسمش بیاد من یادش بیام، ها چی دارم میگم خاک تو سرم، خیر سرم مافیام دارم به یه بزغاله حسودی میکنم
_: ماشین اونجاست وسایلتو بده من برو سوار شو تا بیام(سرد)
♡: باشه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرطا برای سه پارت بعدی: ۱۵لایک، ۱٠بازنشر
- ۴۵۰
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط