شب که زنی جدید

شبے که زنی جدید
سر بر بازوی تو
خیالے کهنه
سر بر سینه ی من
شبے که بهشت بازوانت را ندارم
#کاکتوس ها را بغل میگیرم
و برایشان
از تفاوت آغوش با آغوش میگویم !
دیدگاه ها (۱)

یک روز پیراهنم رفته رفته رنگ مے بازدسفید مےشودروزی که انتظار...

کدام دوست داشتنوقتے نمے داند دقیقاحال الان من چیستفکرم کجاست...

صبح بهمن ماه استبرگےبے هویتمزاده ی پاییز و سرگردان در زمستان...

ایـن روزا مـیـگـذره بـا تـمـوم خـوبـی هـا و بـدی هـاش..مـیـگ...

چهار درخواستی از جیهوپ وقتی...

چرا باید به این عذاب دچار شوم؟از اینجا متنفرم از بودن در جای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط