دفتر مرا

دفتر مرا
دست درد می‌زند ورق
شعر تازه‌ی مرا درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می‌زنم؟
درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم ...؟

🍃🌸
قیصر امین‌پور ‌
دیدگاه ها (۲)

می بینی چه شب ساکتی استانگار هیچ کس در دنیا نیست.یا شایدمن د...

بویِ مروّتی نشنیدم ز هیچ‌کسمردم گرفته‌اند همه رنگِ روزگار💐#و...

بهانه که می‌گیرد، یعنی دل تنگ استقهر که می‌کند، یعنی بی تاب ...

حال بحران زده‌ام،معجزه میخواهد و بسمثلا سر زده یک روز،بیایی،...

• فکر می‌کنم عاقبت ؛هجومِ ناگهانِ عشقفتح می‌کندپایتختِ درد ر...

احساس می کنم خیلی دور رفتی و در درونم هنوز تو را صدا می زنم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط