آن سان که تو را دیدم و لرزید دلم

آن سان که تو را دیدم و لرزید دلم

تب کردم و عاشق شدم و ریخت دلم

تا بدین لحظه ی عمرم نگشودم

در قلبم ز غرور بردل کس

تا بدیدم رخ تو دست کشیدم ز غرورم



💕 💕 💕 💕 💕
دیدگاه ها (۶)

جان مٖـن جان تـو جانت جان مـنهیچ دیدستی دو جان در یک بدنای ت...

گویند که عشق عاقبت تسکین استاول شور است و عاقبت تمکین استجان...

عشق❤ ️ همین است ، که تمامم باشیمن نباشم، تو بجایِ منو نامم ب...

ای خیره به این خیره چه زیباست نگاهت !جانم به لب آمد چه فریبا...

صنما گر ز خط و خال تو فرمان آرنداین دل خسته مجروح مرا جان آر...

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.73(از زبون جون...

وقتی که حامله ای ویار میکنی ، ولی خونه نبود....هوفی کشیدم، س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط