شهر به شهر و کو به کو در طلبت شتافتم

شهر به شهر و کو به کو در طلبت شتافتم
خانه به خانه در به در جستمت و نیافتم
بر دل من ز بس که جای تنگ شد از جداییت
بی تو به دست خویشتن سینه خود شکافتم
دیدگاه ها (۱)

رسیده ام به خدایی که اقتباسی نیستشریعتی که در آن حکم ها قیاس...

انکس که تو را شناخت جان را چه کند، فرزند و عیال و خانمان را ...

روزهایی بدی در زندگی آدم می رسد، که هیچ کسی حتی نمی پرسد “خو...

ﮔﺎﻫﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ به خودم میگویم : در دیاری که پر از دیو...

با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگویچون ترا از دل من نیست خبر هی...

جانا تو ز دیده اشک بیهوده مباردلتنگی من بس است دل تنگ مدارتو...

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط