نه مغرورم نه دلسنگم،نه از تحقیر میترسم

نه مغرورم نه دلسنگم،نه از تحقیر میترسم
پر از بغضم ولی از "اشک بی تاثیر" میترسم

حریفی خسته ام، شطرنج بازی که کم آورده
که از پیچیده بازی های این تقدیر میترسم

میایی، جام مینوشی، برایت شعر میخوانم
من از سردرد این رویای بی تعبیر میترسم

هم از شهر پر جمعیت آشفته بیزارم
هم از تنها شدن در خانه ی دلگیر میترسم

دلم صحرا ودریا را به آتش میکشد روزی
ازین دیوانه، این مجنون بی زنجیر میترسم
دیدگاه ها (۳)

▓بچــــه که بودم▓فکـــر میکردم فقـــط زنبــــورها نیش میزننـ...

قلم بنویس دردم را که در دل دردها دارمقلم بنویس از...

در فراموشی گرفتارم‌ !روز و شبها همچنان‌ در قلب این مرداب بید...

دلم را ورق می زنمبه دنبال نامی که گم شددر اوراق زرد و پراکند...

نه مغرورم نه دلسنگم،نه از تحقیر میترسمپر از بغضم ولی از "اشک...

نه مغرورم نه دلسنگم،نه از تحقیر میترسمپر از بغضم ولی از "اشک...

نه مغرورم نه دلسنگم،نه از تحقیر میترسمپر از بغضم ولی از "اشک...

نه مغرورم نه دلسنگم،نه از تحقیر میترسمپر از بغضم ولی از "اشک...

نه مغرورم نه دلسنگم،نه از تحقیر میترسمپر از بغضم ولی از "اشک...

نه مغرورم نه دلسنگم،نه از تحقیر میترسمپر از بغضم ولی از "اشک...

,:نه مغرورم نه دلسنگم ، نه از تحقیر میترسمپر از بغضم ولی از ...

نه مغرورم نه دلسنگم ، نه از تحقیر میترسمپر از بغضم ولی از " ...

@asheghanehha2020نه مغرورم، نه دلسنگم، نه از تحقیر می ترسمپر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط