ای معشوق!

ای معشوق!
ای محالِ صادق
ممکن شو
شانه‌هایم عطشِ
بوسه‌های
توووووو را کم دارند
غافلگیرم کن
جان جانانِ جهان
جانم باش.....
دیدگاه ها (۱)

روزی کی..... مهر مبارک نباشه میدونم دیره ولی خوب

صدای شلیک

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش پایانی)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط