چقـدر احمــق بودم کـہ

چقـدر احمــق بودم کـہ
اون لحظـہ هایـے کہ . . .
صـدام میکردے "عروسکــم "
خون میــدویـد زیر پوستـم . .
و بـا " ع ش ق " میگفتــم جانــــم . . .
غافـل از اینکــه واقعــا عروسکــے بیش نبودم . . . !
عروســک خـیمـــہ شــب بــازے .
دیدگاه ها (۸)

پارت جدید ..میگذرد..

پارت ۵ ویو ا.ت نامجون : چرا بهم دروغ گفتی ؟چیزی نگفتم فقط سر...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁸یا شاید..فقط خیال می‌کردم نگاهم می‌کن...

اخرین دعا 32

کپ مهم

قسمت ۸(بخش دو)

برده عمارت جئون

(وقتی که ترکش کردی و برای همیشه از دستت داد...)

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط