هوای خانه غمگین

***************************
هوای خانه غمگین...
گلویم خشک و بے آب...
نفس در سینه پژمرده...
به سان شبنمے مغرور...
به خاکـے تشنه دل بستم...
من آن خاکم که افسرده...
شدم خاکسترے خفته...
به زیر آتشی پنهان...
کنون دیگر نه آهے بر لبم جاریست...
و نه حسرت بر دلم باقیست...
مرا پنداشتند سنگم!
دگر یارای غلطیدن هم ندا
دیدگاه ها (۲)

پیش تو بسی از همه کَس خوارترم منزان روی که از جمله گرفتارترم...

عادت کرده امکوتاه بنویسمکوتاه بخونمکوتاه حرف بزنمکوتاه نفس ب...

به سان کـــوه بودمدر دامان صحـــــرامیان دشت ناپیداو دامانم ...

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺩﺭ ﺍﻧﺠﻤﺎﺩ ﻧﮕﺎﻩ ﻫﺎﯼ ﺳﺮﺩ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ” ﺟﻬﻨﻤﺖ ” ﺗﻨﮓ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط