روزی ماموریت اعلام شد داخل کلانتری

روزی ماموریت اعلام شد داخل کلانتری
رفتم بالا سر انسانی که ته خط اعتیاد بو دختره هروئین مصرف میکرد با چهره ای محو شده و نابود شده به من گفت مواد مصرف نکردم حالم بده اینجا هیچی نیست به من بدن ارومم کنن ،میدونستم قطع مصرف مواد اونم تو کلانتری دختری رو که خانوادم نداره بهش تغذیه بدن با تغذیه ضعیف بکشه ،براش مسکن کشیدم که بزنم گفت نمیخواد بزنی از قیافت معلومه که خانواده داری من ایدز دارم ، ترسیدم ولی گفتم قرار نیست که برات خون بازی کنم برگرد غصلانیه دارو رو بهش تزریق کردم.موقع خروج بهش گفتم باید امضا بگیرم چون نمیخوای بیمارستان بیای ،باید اینجا رو بنویسی و امضا کنی امضا کرد و اسم و فامیلش رو نوشت ،دختر چنان دست خط نستعلیقی داشت که هیچ خطاطی نداشت بهش گفتم تحصیلاتت چیه گفت لیسانس زیست شناسی کلی پای حرفاش نشستم کلی از داغهایی که دیده بود خیانتی که بهش شده بود خدا رو شکر کرد که دردش خوابید .از ته دل بهش گفتم خدارو تو دلت دیدم بهش گفتم همه ما به نحوی به چیزی اعتیاد داریم تنها کسی که اعتیاد نداره خدائه گفتم من شکر گذار این همه نعمتش نبودم ولی تو دختر بخاطر رفع درد خماریت شکرش کردی تو پیمونت پره از خدا من الان تهی هستم اگه جای تو بودم معلوم نبود روزی چند بار خدارو نفرین میکردم.http://uupload.ir/filelink/wl7ws33N6AWG/5od4_4_5958783578601948305.mp3
دیدگاه ها (۵۴)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 42+ اون چیه؟قرصش رو ...

فضای اینجا برخلاف پایین سرد و تا یک و نم زده بود برخلاف پایی...

داداشم امروز جلسه دفاعیه پایان نامش بود کلی بهش خندیدیم اصلن...

ᵖᵃʳᵗ"¹¹کوک: اها میگم مگه تو ایرانی نیستی پس چرا اینجوری لباس...

#حصار_تنهایی_من#پارت_۷۳به من نگاه کرد: بخون اشکال نداره. مهن...

دیروز کم مونده بود از مدرسه اخراج شم معلم دینی اومده بود سر ...

ازدواج از روی اجبار p14

وقتی توی مدرسه برات قلدری میکردن....P⁴٪باشهکلاس تموم شد و زن...

فیک تهیونگ پارت 11

اسکمو اخته آلبالوبعله! ما تو گیلان همه چی داریم 😁😁😁 حتی انوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط