حالا اینجا محو آسمانت میشوم...خیس میشوم ،خیس از رحمت...خی

حالا اینجا محو آسمانت میشوم...خیس میشوم ،خیس از رحمت...خیس از یادت معبودم که آرامم میکند...نمیدانم آسمانت از شادی به این همه اشک نشسته یا از غم...از روزهایی که آمدنش را به انتظار نشسته ام...سیراب میشوم...قطره ای که طعم رحمتت را میچشاند بر لب های خشکیده ام..باران میبارد وباز هم هوای دوز بازی با سنگ فرشهای خیابان تاریک خانه امان..باران میبارد و دلم هوای چای دارد..هوای نفسی که حالا اعلام وجود میکند... دل خوش به اجابتم میان این روزهای رحمتت...میان این همه نزول باران...دلم را روشنا کن میان این تاریکی حالم خوب است میان  این همه باران.....
دیدگاه ها (۳)

P : 30

روزی هزار مرتبه بازنده میشوماز بازی ظریف تو شرمنده میشوم این...

خداوندا ! خدایا دوس دارم فقط صدایت کنم نامت به من آرامش میده...

باران من ، روزی باریدی بر تن خسته من ، قلب من شد عاشق تو!همی...

سربازم💔دلم برایت تنگ است.برای حرف زدن هایمان،شوخی هایمان،آن ...

تو از من بیرون میروی من از این حس بیرون نمیروم تو بی هوا نفس...

تو از من بیرون میروی من از این حس بیرون نمیرومتو بی هوا نفس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط