خودم را
جایی جا گذاشته ام
شاید کنار تو
در باغ های سیب
شاید بالای تپه ها
و یا شاید
در جاده ای که
جنگل را دور می زد و
به دریا می رسید

رو به روی آینه ایستاده ام
اما
از چهره ام خبری نیست...

#رسول_یونان
دیدگاه ها (۱)

‌مباد آن دم که چنگ نغمه سازتز دردی بر نیانگیزد نواییمباد آن ...

بار کج هم به منزلش برسدآه من هم نمیرسد به تنتقاصدک های نامه ...

‌در دل چگونه یاد تو می میردیاد تو یاد عشق نخستین استیاد تو آ...

‌تادوست داری امتا دوست دارمتتا اشک مابه گونه ی هم می چکد زِ ...

✍🏻او قدم می‌گذارد،در میانِ جاده‌ای که تا بی‌نهایت کش آمده؛جا...

روی چمن های سبز ، تا دور دست گوسفند ها هستند .آسمان بالای سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط