پارت
پارت ۱۶
ویو ادمین:
اونا همدیگر رو محکم بقل کردن و بوسیدن(از لب نه منحرفا)
+بابا من کی مرخص میشم
نامی. الان از دکتر میپرسم قربونت برم
+چشم
نامی. فدای چشم گفتنت بشم دخترم
+*لبخند*
نامی. خب عسلم دکتر گفت میتونی مرخص شی
+آخیش راحت شدم
نامی*خنده* وایسا الان زنگ میزنم راننده بیاد دنبالمون
+باشه بابا
(گشادیم میاد داخل خونه)
نامی. خب پرنسسم برو یه دوش بگیر بعد غذا بخوریم
+باشه بابایی
نامی.( تو ذهنش) خیلی خوشحالم که به قولی که به یونا دادم عمل کردم دیگه هیچ وقت نمیذارم زجر بکشه همه کارا مو جنبران میکنم
ویو ادمین:
نامجون غذا رو اماده کرد و لباس پوشید رزی هم رفت حموم یه دوش ۱۰ مینی گرفت و لباس پکشید موهاشم بست همون گردنبند مادرشو انداخت گردنش یکم آرایش کرد و رفت پایین پیش نامجون. پایان ویو
نامی. وای دخترم چه خوش گل شده
+مرسی بابا
+وای بابا چه کردی خسته نباشی*خنده و ذوق*
نامی. فدای اون ذوقت برم من بشین غذا بخوریم
+وایسا یعنی میتونیم باهم غذا بخوریم(آخه تاحالا باهم غذا نخوردن) *ذوق و تعجب*
نامی. البته دختر گلم از این به بعد همیشه باهم غذا میخوریم
+وای مرسی بابا میتون بغلتون کنم؟
نامی. البته عزیزم راستی دیگه لازم نیست برای بغل کردن و بوسیدنم اجازه بگیری
+مرسی بابا عاشقتم *ذوق و خنده و میپره بغلش*
(ایش چقدر تو ذوق میکنی البته حق میدم)
ادامه دارد......
حمایت ها کو؟
الان پارت بعد رو میذارم♡
ویو ادمین:
اونا همدیگر رو محکم بقل کردن و بوسیدن(از لب نه منحرفا)
+بابا من کی مرخص میشم
نامی. الان از دکتر میپرسم قربونت برم
+چشم
نامی. فدای چشم گفتنت بشم دخترم
+*لبخند*
نامی. خب عسلم دکتر گفت میتونی مرخص شی
+آخیش راحت شدم
نامی*خنده* وایسا الان زنگ میزنم راننده بیاد دنبالمون
+باشه بابا
(گشادیم میاد داخل خونه)
نامی. خب پرنسسم برو یه دوش بگیر بعد غذا بخوریم
+باشه بابایی
نامی.( تو ذهنش) خیلی خوشحالم که به قولی که به یونا دادم عمل کردم دیگه هیچ وقت نمیذارم زجر بکشه همه کارا مو جنبران میکنم
ویو ادمین:
نامجون غذا رو اماده کرد و لباس پوشید رزی هم رفت حموم یه دوش ۱۰ مینی گرفت و لباس پکشید موهاشم بست همون گردنبند مادرشو انداخت گردنش یکم آرایش کرد و رفت پایین پیش نامجون. پایان ویو
نامی. وای دخترم چه خوش گل شده
+مرسی بابا
+وای بابا چه کردی خسته نباشی*خنده و ذوق*
نامی. فدای اون ذوقت برم من بشین غذا بخوریم
+وایسا یعنی میتونیم باهم غذا بخوریم(آخه تاحالا باهم غذا نخوردن) *ذوق و تعجب*
نامی. البته دختر گلم از این به بعد همیشه باهم غذا میخوریم
+وای مرسی بابا میتون بغلتون کنم؟
نامی. البته عزیزم راستی دیگه لازم نیست برای بغل کردن و بوسیدنم اجازه بگیری
+مرسی بابا عاشقتم *ذوق و خنده و میپره بغلش*
(ایش چقدر تو ذوق میکنی البته حق میدم)
ادامه دارد......
حمایت ها کو؟
الان پارت بعد رو میذارم♡
- ۱۴.۴k
- ۰۷ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط