خُدایا…مَن میدانَم,تُو هـَــــم میدانــی...کـه شُدَنـی نی

خُدایا…مَن میدانَم,تُو هـَــــم میدانــی...کـه شُدَنـی نیست…حَتـی اَگر مُعجِزه کُنـــی...باز هَم…او یِک آرِزوی ِمَحال اَست
دیدگاه ها (۲)

کاش نجابتم را بهانه رفتن قرار نمیدادی...تا با دیدن هر هرزه ا...

حکایت من حکایت همان بی نوایی است که شبها زیر دوش اب سرد رها ...

انسان که باشی ،عاقبت یک جایی ، یک وقتی دلت اهلیهِ یک نفر می ...

آنقدر دوستت دارم که... گاهی یادم می رود "تو دوستم نداری"

انقدر دوستت دارم که حتی اگر از من ناراحت باشی و با تندی حرف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط