گفتی که آتشم بنشانی ولی چه سود

گفتی که آتشم بنشانی ولی چه سود

برخاستی که بر سر آتش نشانیم
#شهریار
دیدگاه ها (۲)

-هر صباحی غمی از دورِ زمان پیش آید؛گویم: این نیز نهمبر سرِ غ...

-این چُنین دِل خَستگی زایل به مَرهم کِی شود؟! #عطار

‏سنگینی بعضی حرفا تا همیشه روی شونه آدم باقی میمونن، نه میشه...

ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزمای در دلم نشسته از تو کجا گر...

برخاستی و رفتی و در پشت سر تانگار نه انگار … نگاهی نگران ست…...

ای دریغا ک پس از آن همه جان بازی هابر سر کوی تو بی نام و نشا...

یکی زنگ بزنه اتش نشانی یکیم پماد سوختگی بیاره فعلا باهاش سر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط