در کمر پدرمان بودیم ،جایمان خوب بود سالهای پیش...

در کمر پدرمان بودیم ،جایمان خوب بود سالهای پیش...
شبی که پدر جوان بود و مادر جوانتر ...
ثانیه ها نیمه شب را نشان میدادند...
و وقت خوابیدن کنارهم ...
عشوه ای برپا شد ،ما از کمر پدر انتقال یافتیم به شکم مادر.
ما با گوش خودمان شنیدیم که فنرهای تخت راضی نبودند از این سفر...
نه ماه به هر دری کوبیدیم در شکم مادر که بیخیال ما شوید ،نشد....
به دنیا آمدیم ...که ایکاش سر زا رفته بودیم...حالا هروز هزار بار به خودمان میگوییم :
ای کاش در آن خود ارضایی های دوران بلوغ پدرمان نوبت ما می شد که به دستمال کاغذی آمیخته میشدیم و در
سطل آشغال می افتادیم که آن دستمال کاغذی شرف داشت به این دنیای کاغذی....
همین ...
دیدگاه ها (۲)

زمین بهشت می شود...روزی که مردم بفهمند هیچ چیز عیب نیست جز ق...

‏سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند....که ن...

روزی مجنون از روی سجاده ی شخصی که در حال نماز بود عبور کردمر...

ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺷﯿﺸﻪ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺳﻨـــــــــﮓ ﺑﺎﺯﯼ ﺩﺍﺩ !ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﺴﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ...

در کـمـر بـودیـم کــــه........در کمر پدرمان بودیم جایمان خو...

روشن ترین تکلیف ما همان تکلیف دبستان بود!هر چه فکر میکنمباقی...

روشن ترین تکلیف ما همان تکلیف دبستان بود!هر چه فکر میکنمباقی...

تاتامی

«خدا؛ رفیقِ بی‌حَد» | منشورِ قدرتِ بهرام محمدیبند ۱۳: رنج‌ ب...

«خدا؛ رفیقِ بی‌حَد» | منشورِ قدرتِ بهرام محمدیبند ۱۳: رنج‌ ب...

واو جالب شد!!

تظاهرات ضد نتانیاهو در چندین شهر سرزمین‌های اشغالی 🔺ده هزار ...

🔴حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، نمایندهٔ پیشین مجلس به یک سال حبس تعل...

ولی من مادر دختری این دوتا رو دوسداشتم :)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط