3داستان زیبا

3داستان زیبا

روزی، تمام روستایی ها تصمیم گرفتن، تا برای بارش باران دعا کنند، در روزی که برای دعا همگی دور هم جمع شدند، تنها یک پسر بچه با خود چتری داشت.
این یعنی ایمان❤

کودک یک ساله ایی را تصور کنید، زمانی که شما او را به هوا پرتاب میکنید، او میخندد، چرا که او می داند شما او را خواهید گرفت.
این یعنی اعتماد❤

هر شب ما به رختخواب میرویم، ما هیچ اطمینانی نداریم که فردا صبح زنده بر می خیزیم، با این حال ساعت را برای فردا کوک میکنیم.
این یعنی امید❤
دیدگاه ها (۱)

رمان فرشته بی بال فردا صبح کاملیا صبحانه شو می‌خورده و یک جا...

رهبر انقلاب در ابتدای پیام، رئیس‌جمهور را با عبارت «صادق و د...

🧁 پارت بیستم | نقشه‌ای برای یک سورپرایزسه ماه از روزی که لیا...

هر گردی یک گردو نیست | روایتی از انقلابی‌نماها یا دلسوزان مج...

این سه تا تصویر می بینید تصاویر خانواده ترامپ پزشکیان خاتمی ...

﷽⚠️ «#لالاییِ غفلت» (نامه‌ای به دولت و ملت)✍ابوذر خدادادی م...

P : 10

دشمن عزیز من پارت یک

I'm not jealous part 48جونگکوک بیچاره رسما روی جای بدش نشسته...

ددی خشن من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط