می‌دانست در برابر این جهان بی‌رحم که گاهی حتی صدای نفس ها

می‌دانست در برابر این جهان بی‌رحم که گاهی حتی صدای نفس هایش را هم نمی‌شنود،تنهاست اما با تمام زخم‌هایش با تمام خستگی های بی جواب خودش را در آغوش خوای پنهان کرد ،
شاید در رویا جایی باشد که دنیا کمی مهربان تر باشد کمی آرام تر کمی شبیه به چیزی که همیشه دنبالش بود ،آغوشی بی قضاوت نگاهی پر از فهم و لحظه ای سکوت برای کسی که تنهاست، خواب گاهی امن ترین پناه است ...
#متن
#غمگین
#انگیزشی
#حقیقت
#رفیق
#دلنوشته
دیدگاه ها (۰)

#متن#غمگین#انگیزشی#حقیقت #رفیق#دلنوشته

این روزها اگر در ذهن بعضی ها مقصر ام،اما بگذار جا بمانم ،دیگ...

من قبلا فکر میکردم زیباترین ادم یعنی کسی که چشم های قشنگی تر...

#متن#غمگین#انگیزشی#حقیقت #رفیق#دلنوشته

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

یونگی از آن آدم هایی نیست که برای دیده شدن تلاش کنند ؛ حضورش...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۱: وداع در سکوتفضای فرودگاه به ط...

مرد بی رحم

ازدواج پر حاشیه من☆پارت ۷☆{اسلاید دو انگشترا}ویو ا/ت:صبح ساع...

p13

بعد از چند ساعت، فضای خانه آرام‌تر شده بود. اعضا دور میز نشس...

Rofile of the wolf...۹

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۴۴ ساعت از یازده شب ...

مرد بی رحم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط