دوست دارم ساعتی باچشم تو خلوت کنم

دوست دارم ساعتی باچشم تو خلوت کنم
درکنارت جا بگیرم با لبت صحبت کنم
محورویت،روبرویت،دوست دارم،ماه من!
ازدل بی‌تاب خود پیش دلت غیبت کنم
چون تویک دل،یارهمدل،کی؟کجاپیدا
شود؟
دوست دارم بادلِ یک رنگ توبیعت کنم!!
قلب من هرلحظه باشوق تونبضش میزند
بی حضور توچرا با زندگی وصلت کنم؟
بوی اندوه مرا در چشم غمگینم ببین
ازمن ای آرام جان!هرگزمخواه ترکت کنم
بزم عشقی چیده‌ام درقلب مجروحم،تو را
باتمام عاشقی در بزم خود دعوت کنم
جان من مملو از تکرار یادت دم به دم
این محال است من به دوری از غمت عادت کنم
دیدگاه ها (۵)

آسمان را داد، اما بالهایم را گرفت تا هوایی اش شدم حال و هوای...

شرمنده‌ام که در پیِ چشمانتاز خود بریدم و نتوانستم...شرمنده‌ا...

درد من تویی! درد من تویی ک برای تو مینویسم ،برای تو مینویسم ...

زندگی شوخی تلخی‌ست که باور کردیمقصه‌ی داغ شکستی‌ست که از بر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط