روزی صلاح الدن اوبی فرمانده مسلمانان در جنگ های صلبی ب

روزی صلاح الدين ايوبی فرمانده مسلمانان در جنگ های صليبی به خاطر كمبود بودجه نظامی نزد شخص ثروتمندی رفت تا شايد بتواند پولی برای ادامه جنگ هايش بگيرد.
آن تاجر مبلغ مورد نياز فرمانده مسلمانان را به او پرداخت كرد!
صلاح الدين موقعی كه خواست از خانه بيرون برود رو به آن مرد نمود و پرسيد: 
به نظر شما بين سه دين يهود و مسيح و اسلام كه با هم در جنگ هستند حق با كداميك است؟؟؟
آن تاجر بزرگ گفت:
بنشين تا يك داستان برايت بگويم بعد خودت نتيجه گيری كن!
او گفت:
در روزگاران قديم مرد كشاورزی بود كه صاحب يك انگشتر بود و همه می گفتند اين انگشتر نزد هر كس باشد به كمال انسانيت مي رسد.
خداوند به مرد كشاورز سه پسر داد و وقتی پسران بزرگ شدند پدر آن ها از روی آن انگشتر دو تای ديگر دقيقا شبيه اولی درست كرد و به هر كدام از پسرانش يكی از انگشترها را داد.
از اين به بعد هر كدام از پسرها می گفتند كه انگشتر اصلی پيش اوست و هميشه با هم دعوا داشتند بر سر اين كه انگشتر اصلی كه باعث كمال انسانيت می شود پيش كداميك از آن هاست.
تا بالاخره تصميم گرفتند برای مشخص شدن انگشتر اصلی پيش قاضی بروند.
وقتی شرح ماجرا را برای قاضی گفتند،قاضی گفت:
احتمالا انگشتر اصلی گم شده است چون قرار بر اين بوده كه آن انگشتر پیش هر كس باشد دارای كمالات انسانی باشد!!!!
اما شما سه نفر كه هيچ فرقی با هم نداريد و مدام مشغول ناسزا گويی به يكديگر هستيد...
📚 برگرفته از كتاب تاريخ
👤 ويل دورانت

#انرژی-مثبت🌷
دیدگاه ها (۲)

چرا عبادت کنیم؟روزی جوانی از من پرسید: خداوند که به عبادت ما...

حتی زمانی کهآسمان به شدت ابریستخورشید گم نشده استخورشید هنوز...

قدیمیه ولی ارزش دیدن داره😃👆#انرژی-مثبت😎

شادی بی دلیل😍😃#انرژی-مثبت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط