مهربانم من نباشم؛

مهربانم من نباشم؛
دل کسی برایت شور نمیزند،
چشم کسی برای غم نهفته در پس چشمانت خیس نمیشود،
دست کسی برای داشتنت دراز نمیشود،
آغوش کسی برای بغل کردن خستگی هایت باز نمیشود،
پای کسی برای قدم زدن روی برگ های پاییزی هم قدمت نمیشود،جانانم
من نباشم؛کسی برای تب کردن هایت گریه هایت خنده هایت
نمیمیردتوراقسم به عشقمان
از همان راه که رفته ای، برگرد
سرت را بینداز پایین
زیر لب بگو" بی همگان به سر شود بی تو به سر نمیشود"
گره ای که با دست‌ محبت باز می شود
با دندان جفا چرا جانم؟!
کجایی محبوب من
هر شب این موقع از خودم می پرسم اسم شما روی زبان من چه میکند؟
دم به دم اسم شما را از روی لبم پاک می کنم ولی باز آواز شما را میخوانم.
هر شب دهانم بوی اسم شمارا میدهد.
یاد شما در سینه من چکار میکند؟!
دیدگاه ها (۱۱)

این قدر در بغل سرد هوا ناز نکنپیش پاییز دگر سفره دل باز نکنت...

ﺳﺨﻦ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺑﮕﻮ ﺑﺎ ﺩﻝ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﻱ ﻣﻦﺗﺎ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻋﻄﺮ ﺗﻮ ﻟﺒﺮﻳﺰ ﺷﻮﺩ ﺧﺎ...

فکر می کردم که می پرسی کجایی؟ نیستی؟یا که می پرسی به جز من د...

عشق اگر کار مرا باز به غوغا بکشدچه هنرها که به لوح من رسوا ب...

صحنه پارت شانزدهم

پارت ۴

تک پارتی بانی✨🐇🐰(درخواستی 🗣️) ویو ا.ت:دیر شده بود داشتم دنبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط