حصار گل سرخ

حصار گل سرخ
قسمت ششم

روز اول بابا میخواست از دل مامان دربیاره ولی مامان نرم نمیشد.بلاخره بعد از چند روز رفتم تو مجتمع و با دوچرخه یه دور زدم.با دو سه نفر که تو ساختمون کناری بودن و اونا هم مشغول دوچرخه سواری بودن دوست شدم.
بعد از گذشت یه مدت دوست پیدا کردم و بچها رو شناختم.تابستون که تموم شد و مدرسه شروع،کلاس پنجم بودم.اینجا هم دوستای خوبی داشتم.با یکیشون چون بلد بود روبیک حل کنه و سر همین موضوع باهم رقابت میکردیم دوست شدم.یکی هم روز اول بابت ناخن بلند حالمو گرفته بود و یه تهدید بچگانه،که بجای خودش،مامانش دیده بودش و اون شد شروع دوستی باهاش.
اونموقع ها کار خاصی نداشتم بخاطر همینم از کارای پرورشی خوشم میومد.بیشتر سرود و نماهنگ بود بخاطر همین خوش میگذشت.بخصوص که بخاطرش کلی از کلاسا رو هم میشد پیچوند.تو همون جمع هم یه دوست دیگه پیدا کردم.با هر سه تاشون خوش میگذشت.اونی که باهاش تو گروه سرود دوست شدم بسیجی بود.برخلاف ظاهرش،شخصیت باحال و خودمونیی داشت.تو شب های دهه اول محرم تو مسجد درمورد یه گروه کیپاپ گوگولی بهم گفت.انقد اصرار و اصرار که نازن،بامزن،فلانن،بهمانن که بلاخره برای اینکه از دست این صحبتا راحت بشم گفتم چندتا از اهنگاشونو بفرسته شاید خوشم اومد.
اما اهنگ پاپ چیزی نیست ادم در حالت عادی خوشش نیاد.در هرحال ملودی اهنگ اصلی ترین چیزیه که میشنویش و تو اگه اونو دوست داشتی،اونوقته بیشتر میخوای.وقتی تایید کردم که اره قشنگه،کلیپ فرستاد.اولش هرطور به چهره هاشون نگاه میکردم نمی تونستم از هم تشخیصشون بدم.و سر همینم لجم میگرفت و برای اینکه معلوم نشه حرفای مامانشو میزدم:بابا اینا همشون شبیه همن حتی نمیتونم بفهمم دخترن یا پسر،از بس صورتشون از ماهایی که کلی محصولات پوستی استفاده میکنیم صاف تره!
اما بعد یه مدت کم کم متوجه تفاوت جزییات چهرشون شدم و فهمیدم کی به کیه.
دیدگاه ها (۰)

حصار گل سرخ قسمت پنجممتوجه غرغر های خالم برای دیر اومدن پلیس...

خیلی دوست دارم بکشمش ولی سبک خودکار بلد نیستم.

آقای گونوو ایشون به مدت ۳۱ روز که از گروه رفته و بخاطر همین...

تا حالا تنها بودی ؟ خودم . بیا پایین ...من یه دوست داشتم چون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط