در انتظار آمدن قطارم...

در انتظار آمدن قطارم...

قطاری که مسافری در آن نیست...

من هم در ایستگاه نیستم. روی ریلم...

قطار هر لحظه نزدیکتر میشود...

آن طرف خط غریبه ای مرا می بیند.

با او خیره می شوم. امید میبینم و... .
دیدگاه ها (۳)

«آخرین ایستگاه»پارت دومیک روز بارانی، نیلا منتظرش ماند.قرارش...

حکیم بزرگ ژاپنی روی شنها نشسته و در حال مراقبه بود مردی به ا...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت هفدهم 𓆪ات هنوز به نوشته روی دیوار خیره...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣعصر همان روز، تو صدا...

رز آبی پارت ۱۱

پارت ۶۵ صبح روز بعد، هوا گرفته و ابری بود.آریانا از پنجره‌ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط