درآرزوی مرگم،دراین دنیای واهی

درآرزوی مرگم،دراین دنیای واهی
من عاشق جدایی،ازاین همه سیاهی
درآرزوی روزی که بیخبربیایی
من عاشق سکوت،لحظهٔ‌دلربایی
من عاشقم من اما،خسته ازاین جدایی
درانتظارپروازبه سوی انتهایی
یک چشم من به رفتن،به سوی آسمانی
یک چشم من به فردا،شایدکندنگاهی
شایدکه برق چشمت،روزی نصیب من شدشایدچشم کبودم،روزی به خنده واشد!
شایدکه‌عطررویت،را روزی چشیدم
شایددل سیاهم،روزبه گچ بدل شدگرنه ما چه دانیم،شایددلم بسوزد
شایدکه چشم خیسم،از ریشه خشک آید
شایدکه درنگاهت روزی غریبه باشد
شایداوست که عطر،رویت رومی چشایدخسته شدم از اینه
دیدگاه ها (۱)

درآرزوی مرگم،دراین دنیای واهیمن عاشق جدایی،ازاین همه سیاهیدر...

شعر از خودم: در آرزوی مرگم،در این دنیای واهیمن عاشق جدایی،از...

سلام این شعرو خودم گفتم ممنون میشم نظر بدین: در آرزوی مرگم،د...

یکی دیگه قدرشو میدونه . . #بامداد_خمار #نوید_پورفرج #ترلان_پ...

بعضی آدمها خود حال خوب اند...اگر قرار باشد یک فیلم ایرانی قص...

اخه طفلکی😂😂

ویدئو زیبا

ویدئو زیبا

هیچ زیبایی روشن تر از یک دل مهربان نمی درخشد✨🌸❤🌱(っ˶´ ˘ `)っ(˶...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط