پارت دو
پارت دو
ات اول منظور حرف تهیونگ رو نمیفهمه
و بیخیال میشه
ات: ممنون از نظرتون ولی من فامیلیمو دوست دارم
تهیونگ: پس ازش لذت ببر چون قرار تغییر کنه
ات: خب بیا از این بحث جدا بشیم
تهیونگ: هر طور مایلید
ات: خب از زندگیت بهم بگو
تهیونگ: از کجا شروع کنم
ات: عومم خب از ۱۵ سالگیت شروع کنیم
تهیونگ: وقتی که ۱۵ سالم بود
پدرم بهم یاد داد چطوری با اسلحه کار کنم
و کاراته یا دفاع شخصی برام معلمای زیادی
گرفته بود
ات: پس حتما پدرت یه پلیسه
تهیونگ: نه اشتباه گفتین خانم دکتر
ات: هوم؟؟ پس... باید
تهیونگ: پدرم یه مافیا بود
ات: چییییییی 😱
تهیونگ: خودمم همینطور
ویو ات
نه داره دروغ میگه برای اینکه بترسونتت
ات اروم باش ..... یه نفس عمیق میکشه....
تهیونگ: ترسیدی.... نیشخند.....
ات: نه
تهیونگ: دستت میلرزه
ات اول منظور حرف تهیونگ رو نمیفهمه
و بیخیال میشه
ات: ممنون از نظرتون ولی من فامیلیمو دوست دارم
تهیونگ: پس ازش لذت ببر چون قرار تغییر کنه
ات: خب بیا از این بحث جدا بشیم
تهیونگ: هر طور مایلید
ات: خب از زندگیت بهم بگو
تهیونگ: از کجا شروع کنم
ات: عومم خب از ۱۵ سالگیت شروع کنیم
تهیونگ: وقتی که ۱۵ سالم بود
پدرم بهم یاد داد چطوری با اسلحه کار کنم
و کاراته یا دفاع شخصی برام معلمای زیادی
گرفته بود
ات: پس حتما پدرت یه پلیسه
تهیونگ: نه اشتباه گفتین خانم دکتر
ات: هوم؟؟ پس... باید
تهیونگ: پدرم یه مافیا بود
ات: چییییییی 😱
تهیونگ: خودمم همینطور
ویو ات
نه داره دروغ میگه برای اینکه بترسونتت
ات اروم باش ..... یه نفس عمیق میکشه....
تهیونگ: ترسیدی.... نیشخند.....
ات: نه
تهیونگ: دستت میلرزه
- ۲۰۳
- ۱۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط