یاران چه غریبانه رفتند از این خانه

یاران چه غریبانه رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما، هم سوخته پروانه
بشکسته سبوهامان، خون‌ست به دل‌هامان
فریاد و فغان دارد دردی کش میخانه
هر سوی نظر کردم هر کوی گذر کردم
خاکستر و خون دیدم ویرانه به ویرانه
افتاده سری سویی گلگون شده گیسویی
دیگر نبود دستی تا موی کند شانه
تا سر به بدن باشد این جامه کفن باشد
فریاد اباذرها ره بسته به بیگانه
لبخند سرودی کو سرمستی و شوری کو
هم کوزه نگون گشته هم ریخته پیمانه
آتش شده در خرمن وای من و وای من
از خانه نشان دارد خاکستر کاشانه
ای وای که یارانم گل‌های بهارانم
رفتند از این خانه رفتند غریبانه

شاعر: پرویز بیگیحبیب‌آبادی

باصدای نازه. کویتی پور
دیدگاه ها (۲۳)

یاران چه غریبانه رفتند از این خانههم سوخته شمع ما، هم سوخته ...

متن یاران یاران چه غریبانه رفتند از این خانهیاران چه غریبانه...

متن یاران یاران چه غریبانه رفتند از این خانهیاران چه غریبانه...

یاران چو غریبانه رفتند از این خانههم سوخته شمع ما هم سوخته پ...

یا رب تو آشنا رامهلت ده و سلامتچندان که بازبیند دیدار آشنا ر...

ماه آذر، ماه آتش، ماه دردماه بمب و ماه اشک و بغض سردصبح چهار...

#بس شنیدم داستان بی کسی#بس شنیدم قصه ی دلواپسی#قصه ی عشق از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط