گرگ روزگار بودم .

گرگ روزگار بودم .

حال ڪہ توبہ ڪردہ ام

آهو ها هم برایم

خط و نشان می ڪشند

آهای ڪلاغ برو بہ آهوها بگو:

در قلمرو من با احترام عبور ڪنند .

شاید حقیقت باشد ڪه:

توبہ گرگ مرگ است...!!
‏
دیدگاه ها (۱)

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

#in_your_eyespart_9۷ویو کایلافردای اون روز..از همون لحظه‌ای ...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹⁰صبح آرام‌تر از همیشه آغاز شد، ام...

عاشقانه های شبنم

🎭 آخرین نقشپارت یازدهملیانا پوشه را محکم در دستش گرفته بود.—...

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

رقص سایه‌ها | پارت ۱۴: تعقیبِ ردپاسکوتِ سنگینِ بعد از بحثمون...

تکاپو پارت 100:باهام سرد میشه.. 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...بعد از گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط