love or friend

love or friend
part52

همگی داشتن فیلم میگرفتن تهیونگ ازم جدا شد
تهیونگ: چیه همگی تعجب کردید اره ا/ت دوس دختر منه
من که بیشتر از همه تعجب کرده بودم
دستمو گرفت
تهیونگ:من نمیخواستم رابطمو به همه نشون بدم ولی مجبور شدم
میرا: تهیونگ این واقعیه بگو نیست؟
تهیونگ: واقعیه چه میخوای چه نمیخوای
من که داشتم دیوونه میشدم تهیونگ بهم نگاه کرد
تهیونگ: عزیزم برو به کارت برس بعد باهم برمیگردیم
منم چاره نداشتم
ا/ت: باشه
تهیونگ: دیدن نداره که همگی بردید
همه رفتن
ا/ت: ساران
ساران: ا/ت یعنی تو وایسا ببینم رئیس واقعا دوس پسرته؟
ا/ت: اهمم
ساران: وایی باورم نمیشه پس بخاطر همین بود دو شب پیش باهم خواستین برگردین
ا/ت: اره
گووان اومد دستمو گرفت
ا/ت: بعد برات بیشتر توضیح میدم
گووان: ا/ت او چرا اینکارو کرد؟
ا/ت: خب یادت رفته ما باهم ازدواج کردیم
گووان: من که میدونم ازدواج شما مثل بقیه با عشق نیست
ا/ت: پس چیه؟
گووان: قراردادیه
ا/ت: از کجا فهمیدی؟
گووان: معلوم بود تو تا هفته پیش نمیخواستی ببینیش
ا/ت: الان حالم خوب نیست بعد برای توهم توضیح میدم باید برم یکم دور بزنم حالم خوب شه
گووان: درکت میکنم برو مراقب خودت باش
رفتم بیرون شرکت یکم دور زدم

#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۴)

love or friend part53جیهو: ا/تا/ت: بلهجیهو: تعجب کردم چرا رئ...

love or friend part54رفتم خونه زنگ زدم به سوهیون اومد پیشمسو...

love or friend part51تو ماشین لیان بودم داشتم گریه میکردملیا...

love or friend part50امروز نمیرم شرکت به جاش یه شامه خوشمزه ...

love Between the Tides⁷⁴تهیونگ: اومدمدوهی: سلام داییتهیونگ: ...

love Between the Tides⁷³من میرفتم عقب و اون نزدیک تر که خورد...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟤از زبان تهیونگ :حس کردم داره تکون میخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط