Part
Part30
ات ویو
از خواب بیدار شدم چرا من انقدر میخوابم یعنی چم شده رفتن پایین ته نبود اجوما هم نبود هوفففففففففف حالم بده دارم میارم بالا اییییییییییی دوویدم تو دستشویی آوردم بالا
اومدم بیرون خوابیدم رو تخت اصلا حالم خوب نبود کلا دگرگون بودم یکجوری بودم یک ۱۵ بعد صدای ته اومد اصلا نمیتونستم چیزی بگم که اومد تو اتاق
ته :اتتتتتتت چی شده(نگران)
ات:حالم.....(دویید تو دستشویی)
درو قفل کردم
ته:ات ات باز کن اتتتت(در میزنه و دستگیره رو بالا پایین میکنه)
درو باز کردم چشمام سیاهی میرفت سرم گیج رفت افتادن رو ته گزاشتم رو تخت
ته:بزار برات قرص بیارم(نگران)
ات:تب و لرز دارم (صداش از ته چاه میاد و حالش بده)
ته:چی کردی(نگران)
ات:نمیدونم(از ته چاه و حالش بده)
ته:لباساتو دربیار(نگران)
ات:چی(از ته چاه و حالش بده)
ته:ایششششش(نگران)
گرفت لباسمو دراورد و پتورو کشیدم رو (شلوار نداره)
ات:سردمه(حالش بده و از ته چاه)
ته:داری از تب میسوزی (نگران)
ات:خب سردمه(اشششش چقدر بنویسم همون حالتی که گفتم)
پتو رو کشید روم رفت پایین کلی چیز آورد
بعد از یک ربع دوباره خوابم برد
ات ویو
از خواب بیدار شدم چرا من انقدر میخوابم یعنی چم شده رفتن پایین ته نبود اجوما هم نبود هوفففففففففف حالم بده دارم میارم بالا اییییییییییی دوویدم تو دستشویی آوردم بالا
اومدم بیرون خوابیدم رو تخت اصلا حالم خوب نبود کلا دگرگون بودم یکجوری بودم یک ۱۵ بعد صدای ته اومد اصلا نمیتونستم چیزی بگم که اومد تو اتاق
ته :اتتتتتتت چی شده(نگران)
ات:حالم.....(دویید تو دستشویی)
درو قفل کردم
ته:ات ات باز کن اتتتت(در میزنه و دستگیره رو بالا پایین میکنه)
درو باز کردم چشمام سیاهی میرفت سرم گیج رفت افتادن رو ته گزاشتم رو تخت
ته:بزار برات قرص بیارم(نگران)
ات:تب و لرز دارم (صداش از ته چاه میاد و حالش بده)
ته:چی کردی(نگران)
ات:نمیدونم(از ته چاه و حالش بده)
ته:لباساتو دربیار(نگران)
ات:چی(از ته چاه و حالش بده)
ته:ایششششش(نگران)
گرفت لباسمو دراورد و پتورو کشیدم رو (شلوار نداره)
ات:سردمه(حالش بده و از ته چاه)
ته:داری از تب میسوزی (نگران)
ات:خب سردمه(اشششش چقدر بنویسم همون حالتی که گفتم)
پتو رو کشید روم رفت پایین کلی چیز آورد
بعد از یک ربع دوباره خوابم برد
- ۱.۷k
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط