بدون وحشت از خدا میپرسید که

‏بدون وحشت ، از خدا میپرسید که
آیا واقعا خیال میکند مخلوقاتش از آهن
درست شده اند !
که بتوانند این همه درد و بدبختی را تاب بیاورند؟

#صدسال_تنهایی
دیدگاه ها (۱)

یا مـن چشمِ او شفــــا....

زشت است که شاعر، وسط خواندن یک شعربا آمدن واژه ی برگرد بگرید...

اصلاً گیریم ازدواج کردمبچه دار شدمبچه ام بزرگ شدمدرسه رفتخوا...

...... شوهر من هم این کار را می کرد ...تا می گفتی بالای چشمت...

Nobody

زندگی جدید( پارت۱۲)ویو ا/تصبح با درد زیادی بیدار شدم ساعتو ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط