این بار کمی زودتر از آنکه خورشید غروب کند و سیاهی سرتاسر

این بار کمی زودتر از آنکه خورشید غروب کند و سیاهی سرتاسر قلبم را بپوشاند و تمام احساستم از بی عاطفگی یخ ببندد برگرد. کمی زودتر از آنکه عشق رهایم کند و من در کوچه پس کوچه های عاشقی بی نشان آواره شوم و صدایت از یادم برود و نگاه گرمت را فراموش کنم، برگرد.
برگرد که من همیشه منتظر آمدنت بودم و هستم
دیدگاه ها (۱)

نمی دانم در این روزگار سخت به چه دلخوش باشم، به لبخند هایی ک...

دلم می خواهد بنویسم از بی فایی های دنیام،از آشفتگی زندگیم، ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط