خدا قلم زد و شب را ادامه دار کشید

خدا قلم زد و شب را ادامه دار کشید
مــــرا مسافرِ شب هــای انتظار کشید

تو را شکفته و مغــرور و سنگدل، اما
مرا شکسته و بی‌تاب و بی‌قرار کشید
دیدگاه ها (۸)

چشم الوده کجا، دیدن دلدارکجا؟دل سرگشته کجا،وصفرخ یارکجا؟قصه ...

چقدر پر می کشددلمبه هوای توانگار تمام پرنده های جهاندر قلبم ...

من اناری میکنم دانه ... به دل می گویمکاش این مردم ، دانه های...

نکند عشق میان من و تو فاش شودعشق ما داخل هر کنگره ک...

🍒🌱مرا پیکری است، تا چشم انتظار تو باشم،تا از دروازه‌های صبح،...

خدایا، میانِ این همه هیاهو، من همان قایقِ کوچک و درهم‌شکسته‌...

ستاره دیده فروبست و آرمید، بیاشراب نور به رگ های شب دوید، بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط