غزل ـ مثنوی در سوگ حضرت فاطمه (س) که در محضر رهبرانقلاب خ

غزل ـ مثنوی در سوگ حضرت فاطمه (س) که در محضر رهبرانقلاب خوانده شد

پنجشنبه شب در دیدار شاعران مذهبی‌سرا با رهبر انقلاب، برخی حضار به قرائت اشعار خود پرداختند. خانم «سارا جلوداریان» نیز یکی از بانوانی بودند که در این محفل ادبی شعرخوانی کردند. متن شعر ایشان را در ادامه میخوانیم:



« دریا‌ترین بانو»

سخت است در پیمانه کردن، روح دریا را
بی‌بال و پر بودن ولیکن آسمان‌ها را ...

سخت است اما چاره‌ای جز دل سپردن نیست
تشریح باید کرد، عمق ماجرا‌ها را

آتش به جان نخل‌های تشنه می‌افتد
وقتی که سر در چاه می‌بینند مولا را

وقتی شبانه می‌بَرَد بر شانه‌های خویش
تنهای تنها، پیکر معصوم زهرا را

وقتی که ما بین در و دیوار می‌کوبند
یاس سپیدِ شاخه‌های سبزِ طوبی را

وقتی زمین مرده در لفافه می‌پیچد
شب زنده دار خلوت رنج مسیحا را

امشب چراغ محفل سادات، خاموش است
حتی فلک با کوکبانش، خانه بردوش است

امشب جهان در ماتم عظما گرفتار است
در سینة عشّاق، زخم هجرت یار است

امشب طنین هَلْ اَتی در عرش می‌پیچد
سوز غریب کربلا در عرش می‌پیچد

امشب عروج دیگری پرواز می‌گیرد
مصحف به شکل دیگری اعجاز می‌گیرد

بانو میان بستری تب‌دار، افتاده
پهلو شکسته، خسته و بیمار، افتاده

بانو به فکر چیست؟ فردای یتیمانش !
بانو نظر دارد به سیمای یتیمانش!

سر روی دامان که بگذارند، طفلانش !
یا دل به آغوش که بسپارند، طفلانش !

امشب مدینه، سرزمین ابن‌ملجم‌هاست
قربانیِ شمشیرِ کین ابن ملجم‌هاست

امشب مدینه، سرزمین نهروانی‌هاست
شام غریبان تمام آسمانی‌هاست

این قوم، قرآن را فراز نیزه‌ها کردند
با سال‌های غربت مولا، چه ها کردند

بیعت نکرده، حق مولا را لگد کردند
افسوس! بد کردند، بد کردند، بد کردند

بانو به آرامی وصیت می‌کند امشب
با چهره‌ای نمناک، نیت می‌کند امشب

آب و نمک، مهریة دریا‌ترین بانوست
دریا‌ترین محدودة روی زمین، بانوست

مولا چه خواهد کرد، بعد از رفتن بانو
پیچیده در محراب‌ها، عطر تن بانو

یا قرةٌ عَیْنِ النَّبی، بِنْتَ حَبیبِ الله
اِنّا تَوَسَّلنا بِکِ، بِنْتَ نَجیب‌ِ‌الله

آه ای بقیعِ بی‌نشان! دیدار نزدیک است
ما را بخوان، ما را بخوان! دیدار‌ نزدیک است


#سارا_جلوداریان



#daneshjooiran_plus
http://www.wisgoon.com/daneshjooiran_plus/
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی جونگ کوک وقتی هردوتون ایدل بودید... (خودتونو عضو ...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش پایانی)

پارت سوم|دیدارپارک لاراـ میچا، حداقل بگو کجا داریم می‌ریم!می...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش اول)

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

وقتی باران بند آمدباران از صبح می‌بارید.ات کنار پنجرهٔ کافه ...

پارت ۴۰ — «آخرین فرصت»صبح روز سوم، یورا دیگر شبیه چند روز قب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط