*تو به من گفتی از این عشق حضرکن

*تو به من گفتی از این عشق حضرکن
ساعتی چند بر این آب نظرکن
آب آیینه عشق گذران است
توکه امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا... که دلت با دگران است... *
حتی فریدون مشیری هم نمیدانست نگاهم براو. حکاکی بر قلبم بود
چون نقشعای فرهاد بر بیستون...
دیدگاه ها (۱)

دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی ووقتی نیست چیزی توزندگیت...

زندگی من آرام میگذشت... اتفاقی نمی افتاد تا اینکه سکوتی تمام...

*تو به من گفتی از این عشق حضرکن ساعتی چند بر این آب نظرکن آب...

عاشقشونم با اون کلاهاشون

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

هنوز توی شک باخت پرتقالم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط