بغچـه ام را بـه تـو خـواهـم بخشيـد ، قـايقـے خـواهـم سـاخ

بغچـه ام را بـه تـو خـواهـم بخشيـد ، قـايقـے خـواهـم سـاخـت ...

پـاروهـايـش دستـان زخمـے ام ؛

بـادبـانـش تـار و پـود بـه هـم بـافتـه ام
دیدگاه ها (۱۴)

آرے ! راه عشـق دريايے و آبےسـت ... رود هـا جـاده هـايـ...

به مادرش قول داده بود که برمیگرده...چشم مادر که به استخوانها...

همـه چيـز را مے دانـم ؛ آنهـا راسـت مے گفتنـد : بغچـه ا...

بغچـه ام را بستـه ام ، سفـرم طـولانيسـت جـاده هـا منتظ...

هزاران دستـــــــ هم به سویم دراز شود !پــــــــس خواهم زد…ت...

🌸صبح را آغاز میڪنیم✨با نام خدایی🌸ڪه همین نزدیڪیهاست✨خدایی ڪه...

🌸صبح را آغاز میڪنیم✨با نام خدایی🌸ڪه همین نزدیڪیهاست✨خدایی ڪه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط