ای روزگار لعنتی داری خرابم میکنی
ای روزگار لعنتی داری خرابم میکنی
هرروز آهت میکنم هرلحظه آبم میکنی
ازصحبت بیگانگان باشخص یارمهربان
زخمی به قلبم میزنی باری کبابم میکنی
هروقت نالان میشوم مرموزپنداری مرا
هرجامحبت میکنم احمق حسابم میکنی
دربرّ بی پایان غم چندان عذابم میدهی
وقتی که لابی میکنم شادازسرابم میکنی
من مهرمیخواهم زتو چیزی که درذات تونیست
ای تف به ذاتت روزگار کزغصه آبم میکنی
زندان دنیایی ومن تنهاترین زندانی ام
نه آب وتابم میدهی،نی خود مجابم میکنی
هربار مینالم زتو،هرروز آهت میکنم
ای روزگار، لعنتی داری خرابم میکنی
هرروز آهت میکنم هرلحظه آبم میکنی
ازصحبت بیگانگان باشخص یارمهربان
زخمی به قلبم میزنی باری کبابم میکنی
هروقت نالان میشوم مرموزپنداری مرا
هرجامحبت میکنم احمق حسابم میکنی
دربرّ بی پایان غم چندان عذابم میدهی
وقتی که لابی میکنم شادازسرابم میکنی
من مهرمیخواهم زتو چیزی که درذات تونیست
ای تف به ذاتت روزگار کزغصه آبم میکنی
زندان دنیایی ومن تنهاترین زندانی ام
نه آب وتابم میدهی،نی خود مجابم میکنی
هربار مینالم زتو،هرروز آهت میکنم
ای روزگار، لعنتی داری خرابم میکنی
- ۸۷۳
- ۱۳ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط