دلم یک کلبه میخواهد

دلم یک کلبه میخواهد
درون جنگل پاییز
به دور از رنگ آدم ها
من و آواز تو کوها
من و یک رود
من و یک کلبه ی پر دود
دیدگاه ها (۲)

گوش هایم را می گیرم! چشم هایم را می بندم! و زبانم را گاز می ...

درد را باید بلعیدزخم را باید خوردو مثل کوه ایستاد لبخند زدو ...

به جرم وسوسه چه طعنه ها که نشنیدی حواپس از تو همه تا توانستن...

خسرو شکیبایی چه زیبا گفت:کاش میشد آدمی گاهی فقط گاهی!!!به ان...

برای شعــر گفتنـم ، تو بهترین بهــانه ایدلیــل مــاندگاری ، ...

تو مهم‌ترین آدم زندگی‌ خودتیو خوشبختیاز درون خود آدم به‌وجود...

.کاش میشد دستاتو بگیرمو ببرمت یه جایِ دورمثلا رو قله‌‌یِ یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط