بلدم ناز کشیدن، بلدی ناز کنی؟

بلدم ناز کشیدن، بلدی ناز کنی؟
بلدی حال دلم را تو کمی ساز کنی؟
بلدی عشوه کنی، غمزه کنی، دل ببری؟
بلدی رقص کنان، تن همه طناز کنی؟
بلدی کف بزنی، ساز و نی و دف بزنی؟
چو قناری بلدی چهچه و آواز کنی؟
به دلم می کشم از طرحِ نگاهت غزلی
بلدی با نگهت در دلم اعجاز کنی؟
غزلی از تپش این دلِ خود ساخته ام
بلدی عشق مرا در دلِ خود راز کنی؟
دل من سوی تو پر زد، پر و بالش مشکن
بلدی با دل من یکسره پرواز کنی؟
🤍🔗
دیدگاه ها (۰)

آخرش یک نفر از راه می‌رسدکه بودنش جبرانِ تمامِ نبودن‌هاستجبر...

آرامشمی‌تونه برقِ تو نگاهش باشه وقتی در باز می‌شه و میاد تو ...

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎part:8ویو مین سولبعد از چند دقیقه به عمارت آقای کان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط