بی نظیر است جهان لحظه ی خندیدن تو

بی نظیر است جهان لحظه ی خندیدن تو

غنچه در حسرت یک مرتبه گل چیدن تو

 

شرم دارد پری از آنکه تو رویش بینی

حوریان بی خود و سرمست ، خرامیدن تو

 

ابرها بارور شادی دیدار تواند

باغ ها منتظر لحظه ی باریدن تو

 

تو به رخساره ی خود رنگ خدایی داری

هر بت آهسته به دنبال پرستیدن تو

 

دانی این زردی رخساره ی خورشید ز چیست ؟

در هراس است ز یک لحظه ی تابیدن تو

 

شعر : جواد مزنگی
دیدگاه ها (۲)

ﻣﻦ ﯾﮏ ﺯﻧﻢ .ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺍﺩﺍﯼ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﺑﯿﺎﻭﺭﻡ ،ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ...

---بیا از کابوس، "کا" را برداریم"بوسـ"ـش بماند ارثیۀ لب های ...

ﺳﺎﻟـﻬـﺎﺳــﺖ ﮐــــﻪ ﮐـﻔـﻪ ﺗــﺮﺍﺯﻭﯾــــﻢﺗــﻌﺎﺩﻝ ﻧــــﺪﺍﺭﺩ !!!ﺩ...

قول داده ام...گاهیهرازگاهیفانوس یادت را میان این کوچه های بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط