به چه می خندی تو !؟

به چه می خندی تو !؟

به چه چیز !؟

به شکست دل من... !

یا به پیروزی خویش !؟

 به چه می خندی تو!؟

به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد !؟

یا به افسونگریِ چشمانت...

که مرا سوخت و خاکستر کرد...!؟

"به چه می خندی تو...؟"

به دل ساده ی من می خندی !؟

که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست !؟

به جفایت که مرا زیر غرورت له کرد !؟

 به چه می خندی تو!؟

به هم آغوشی من با غم ها

یا به ...!

خنده دار است...بخ
دیدگاه ها (۱)

فراتر از خویش

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

راستش عزیزکرده، زیباترین توصیفی که در وصف این روزهایم دیده‌ا...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط