قدم به کوچهٔ دیوانگی بزن چندی

قدم به کوچهٔ دیوانگی بزن چندی
که عقل، بر سر بازار عشق، حیران است...


#فروغی_بسطامی
دیدگاه ها (۰)

بخند،‏بسیار بخند،‏باید برای زمستان‏ذخیره‌ی کافی داشته باشم.....

«همین‌جوری دو تا نگاه در هم گره می‌خورد و آدم دیگر نمی‌تواند...

شراب بوسه من رنگ و بوی دیگر داشتمباد گرمی آن بوسه‌ها فراموشت...

چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی؟بر دشمنان نشستی، دل دوست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط