گفته بودی که چرا محو تماشای منی

گفته بودی که چرا محو تماشای منی
آن چنان مات که حتی مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
♥️فریدون مشیری

******
دیدگاه ها (۱۱)

صیاد همو دانه همو صید هموساقی و حریف و می و پیمانه هموگفتم ک...

In life love is neither planned nor does it happenfor a reas...

جلوه بخت تو دل می‌برد از شاه و گداچشم بد دور که هم جانی و هم...

یکی درد و یکی درمان پسنددیک وصل و یکی هجران پسنددمن از درمان...

گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟‏آن چنان مات که یک‌دم مژه بر...

گفته بودی که چرا محو تماشای منی وانقدر مات، که حتی مژه بر هم...

گفته بودی که: «چرا محو تماشای منی؟آن‌چنان مات که یک‌دم مژه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط