کبریتـهـــــاےِ سـوختـــه هَـــم

کبریتـهـــــاےِ سـوختـــه هَـــم
روزے درخت هـــاےِ شـادابـــی بـوده انــد
مثــلِ مـَـــن …
کــه روزگـــارے مـــے خنـدیدَم
قبـــل از اینـکـــه عِـشـــقِ او روشَنـَــم کُـنـَد . . .
دیدگاه ها (۲)

‫آنقدر برای دیدنت عجله کردم که هنوز،"دلم"بند کفش هایش را نبس...

,,

باختم ولی "مسیر" را یافتم!در بزرگراه زندگی ، همواره "راهت" "...

مــن ...خــــــدا را ...به هـمـیـن نـشــانـــه ی بـخـشـنـدگـ...

عاشقانه های شبنم

من هم روزگاری فکر می‌کردم عشق همه چیز را حل می‌کند. بعدها فه...

♥️بيشتر از اين، نمی شود!خدا هم که پادرميانی کند،دست هايت را ...

کجا رفته بودی، چرا کفش هایت بوی پاییز می‌دهند؟ شال گردن نارن...

‌کمی دربارهٔ #عشق برایم صحبت کن..._ عشق را از « عَشَقّه » گر...

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

اممم مثل اینکه یادم رفته یه چیزی بگم.... قرار بود تو رمان بن...

...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط